مرتضى مطهرى

310

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

مذهب ، منطق و فلسفه و امثال آن هيچ كدام از اثر آن خالى نيست ( براى اينكه اين قصه در اذهان رسوخ پيدا كند در هر نوع كتاب به بهانه‌اى آن را گنجانيده‌اند ، حتى در كتب فلسفه و منطق ) . حتى يك سال در امتحان ساليانهء اونيورسيتهء كلكتهء هند ( كه تحت نظر انگليسيها بود ) در اوراق سؤاليهء متعلق به منطق كه چندين هزار نسخه چاپ شده ، حل مغالطهء ذيل را سؤال نموده بودند : اگر كتابها موافق با قرآن است ضرورتى به آنها نيست و اگر موافق نيست همه را بسوزان . » « 1 » شبلى نعمان بعد اين سؤال را طرح مىكند كه چه سياستى در كار است ؛ آيا اين نوعى همدردى و دلسوزى دربارهء كتابهايى است كه سوخته شده يا مطلب ديگرى در كار است ؟ اگر دلسوزى است چرا نسبت به كتابسوزىهاى مسلّم و بسى مهيبتر كه در فتح اندلس و جنگهاى صليبى وسيلهء خود مسيحيان صورت گرفته هيچ وقت دلسوزى نمىشود ؟ ! . شبلى خودش اينچنين پاسخ مىگويد كه علت اصلى اين است كه اين كتابخانه را خود مسيحيان قبل از اسلام از بين بردند و اكنون با تبليغ فراوان طورى وانمود مىكنند كه اين كتابخانه را مسلمين از بين بردند نه آنها . هدف اصلى پوشانيدن روى جرم خودشان است . علتى كه شبلى ذكر مىكند يكى از علل قضيه است و تنها در مورد كتابخانهء اسكندريه صدق مىكند ؛ علت يا علل ديگرى در كار است ، مسألهء اصلى استعمار است . استعمار سياسى و اقتصادى آنگاه توفيق حاصل مىكند كه در استعمار فرهنگى توفيق به دست آورده باشد . بى اعتقادكردن مردم به فرهنگ خودشان و تاريخ خودشان شرط اصلى اين موفقيت است . استعمار دقيقاً تشخيص داده و تجربه كرده است كه فرهنگى كه مردم مسلمان به آن تكيه مىكنند و ايدئولوژى كه به آن مىنازند فرهنگ و ايدئولوژى اسلامى است ، باقى همه حرف است و از چهارديوار كنفرانسها و جشنواره‌ها و كنگره‌ها و سمينارها هرگز بيرون نمىرود و به متن توده نفوذ نمىيابد . پس مردم از آن اعتقاد و از آن ايمان و از آن اعتماد و حسن ظن بايد تخليه شوند تا آمادهء ساخته شدن طبق الگوهاى غربى گردند .

--> ( 1 ) . شبلى نعمان ، كتابخانهء اسكندريه ، ص 6 .